شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس‌که از ساز ضعیفی‌ها خبر داریم ماچنگ می‌گردیم اگر یک ناله برداریم ما
۲
عاشقان را صندل آسودگی دردسر است تا به سر، دردی نباشد، دردسر داریم ما
۳
از کمال ما چه ‌می‌پرسی که چون آه حباب در خود آتش می‌زنیم از بس اثر داریم ما
۴
خاک گردیدیم و از ما آبرویی گل نکرد رنگ‌وبوی سبزه‌های پی‌سپر داریم ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth