خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صورتِ وهمِ به هستی متهم، داریم ماچون حباب آیینه بر طاق عدم داریم ما
۲
محمل ما چون جرس، دوش تپشهای دل استشوق پندارد در این وادی قدم داریم ما
۳
آنقدَر فرصتکمین قطع الفتها نهایمعمر صبحیم، از نفس تیغِ دو دم داریم ما
۴
میتوان از پیکر ما یک جهان محراب ریختهمچو ابرو هر سر مو وقف خم داریم ما
صفحهٔ ۱ از ۳