خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حیرتیم، اما به وحشتها همآغوشیم ماهمچو شبنم، با نسیم صبح همدوشیم ما
۲
هستی موهوم ما، یک لب گشودن بیش نیستچون حباب از خجلت اظهار خاموشیم ما
۳
شور این دریا، فسون اضطراب ما نشداز صفای دل چو گوهر پنبه در گوشیم ما
۴
خواب ما پهلو نزد بر بستر دیبای خلقاز نی مژگان خود چون چشم خس پوشیم ما
صفحهٔ ۱ از ۳