خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین گلستان، درس دیدار که میخوانیم ما؟اینقدَر آیینه نتوان شد که حیرانیم ما
۲
سنگ این کُهسار آسایش خیالی بیش نیستاز زمینگیری، همان آتش به دامانیم ما
۳
عالمی را وحشت ما چون سحر آواره کردچینفروش دامن صحرای امکانیم ما
۴
سینهچاک غیرتیم، از ننگ همچشمی مپرسهرکه بر رویت گشاید چشم، مژگانیم ما
صفحهٔ ۱ از ۴