شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به طوق فاخته نازد محبت از فن ما که زخم تیغ تو دارد طواف گردن ما
۲
زبان ناله ببستیم زین ادب که مباد تبسم تو کشد ننگ لب گزیدن ما
۳
عیان نشد ز کجا مست جلوه می‌آیی فدای طرز خرامت، ز خویش رفتن ما
۴
به شکر عجز چه مقدار دانه ناز کند؟ بلند کرد سر ما، ز پا فتادن ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth