خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزمتا زان لب خندانت یک خنده بیاموزم
۲
ای چشمه آگاهی شاگرد نمیخواهیچه حیله کنم تا من خود را به تو دردوزم
۳
باری ز شکاف در برق رخ تو بینمزان آتش دهلیزی صد شمع برافروزم
۴
یک لحظه بری رختم در راه که عشارمیک لحظه روی پیشم یعنی که قلاوزم
صفحهٔ ۱ از ۲