شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به پیری، الفت حرص و هوس شد آینهٔ مابهار رفت که این خار و خس شد آینهٔ ما
۲
به حکم عجز، نکردیم اقتباس تعینهمین مقابل مور و مگس شد آینهٔ ما
۳
به باد، سعی جنون رفت رنگ جوهر تسکینچنین که تاخت که نعل فَرَس شد آینهٔ ما؟
۴
فغان که بوی حضوری نبرد کوشش فطرتچو صبح، طعمهٔ زنگ نفس شد آینهٔ ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth