شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چنین بالد ز طوف دامنت اجزای مابر سر ما سایه خواهدکرد سرتا پای ما
۲
بی‌نفس در ظلمت‌آباد عدم خوابیده‌ایمشانه زن‌گیسو، سحر انشاکن از شبهای‌ما
۳
جهد ما مصروف‌یک سیرگریبان است وبسغیر این‌گرداب موجی نیست در دریای ما
۴
برتن ما هیچ نتوان دوخت جزآزادگیگرهمه سوزن دمد چون سروازاعضای ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth