شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز باده‌ای‌ست به بزم شهود، مستی ماکه کرد رفع خمار شراب هستی ما
۲
بگو به شیخ که: از کفر تا به دین فرق استز خودپرستی تو تا به می‌پرستی ما
۳
زدیم دست به دامان عشق از همه پیشمراد ما شده حاصل ز پیش‌دستی ما
۴
به راه دوست چنان مست بادهٔ شوقیمکه بیخودند رفیقان ما ز مستی ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth