خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانمزان روی که حیرانم من خانه نمیدانم
۲
ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل دهکو خانه نشانم ده من خانه نمیدانم
۳
زان کس که شدی جانش زان کس مطلب دانَشپیش آ و مرنجانش من خانه نمیدانم
۴
وان کز تو بود شورش میدار تو معذورشوز خانه مکن دورش من خانه نمیدانم
صفحهٔ ۱ از ۲