خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بخت نارسا نگرفت دستمگردن مینامگر مژگان دماند اشک وگیرد دامن مینا
۲
درین میخانهتا ساغرکشی ساز ندامتکنگلوی بسملی میافشرد خندیدن مینا
۳
زبان تاک تا دم میزند تبخاله میبنددکه برق می نمیگنجد مگردرخرمن مینا
۴
بهاری در نظرگل میکند ما نمیدانمبهطبع غنچهها رنگ ست یا خون درتن مینا
صفحهٔ ۱ از ۳