خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بس جوش اثر زد از تب شوق تو یاربهافلک در شعله خفت از شوخی تبخال کوکبها
۲
درین محفل که دارد خامشی افسانهٔ راحتبه هم آوردن مژگان بود بربستن لبها
۳
ز گرد وحشت ما تیرهبختان فیض میبالدتبسمپاشی صبح است چین دامن شبها
۴
سبکتازان فرصت یک قلم رفتند ازین وادیسراغی میدهد موج سراب از نعل مرکبها
صفحهٔ ۱ از ۳