شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی سودایی شوق تو مذهب‌ها و مشرب‌هابه یادت آسمان سیر تپیدن جوش یارب‌ها
۲
مبادا از سرم کم سایهٔ سودای گیسویتچو مو نشو و نمایی دیده‌ام در پردهٔ شب‌ها
۳
جدا از اشک شد چشم سراب دشت حیرانیهمان خمیازهٔ خشکی‌ست بی‌اطفال‌، مکتب‌ها
۴
بس است از دود دل‌، جوهرفروش آیینهٔ داغمبه غیر از شام مژگانی ندارد چشم کوکب‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth