خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز شوخیهای حُسنات محوِ پیچ و تابهاحیرت اندر آینه چون موج در گردابها
۲
بی خراش زخمِ عشق اسرار دل معلوم نیستخواندن این لفظ موقوف است بر اِعرابها
۳
صاحب تسلیم را هرکس تواضع میکندگر کنی یک سجده پیدا میشود محرابها
۴
فکر صید عشرت از قدِ دوتا جهل است جهلموج چون ماهی نیفتد در خم قلابها
صفحهٔ ۱ از ۳