شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سجود خاک راحت‌گرهوا جوشاند ازسرهاتپیدن محمل دریاکشد بر دوش‌گوهرها
۲
شب هجرت به آن توفان غبارانگیخت آه منکه میدان پریدن‌ تنگ شد بر چشم اخترها
۳
شهید انتظار جلوهٔ تیغ که‌ام یاربکه چون شمعم زیک‌گردن بلندی می‌کندسرها
۴
در آن‌گلشن‌که نخل او علم‌گردد به رعناییرسایی ری‌-‌پزد بر سر سرو و صنوبرها
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth