خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگردد همت موجم قفسفرسودِ گوهرهابه رنگ دود در توفانِ آتش میزنم پرها
۲
زبان خامهٔ من زخمهٔ سازِ که شد یاربکه خط پرواز دارد چونا صدا از تار مسطرها
۳
خطی در جلوه میآید ز لعل میپرست اوسزد گر آشنای سرمه گردد چشم ساغرها
۴
به رنگ غنچهٔ خونبستهٔ دلهای مشتاقانز سودای خطش بر دود دل پیچیده دفترها
صفحهٔ ۱ از ۴