شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بهار جلوه بس‌کن کز خجالت یارهادر عرق شستند خوبان رنگ از رخسارها
۲
می‌شود محو از فروغ آفتاب جلوه‌ات عکس در آبینه همچون سایه بر دیوارها
۳
ناله بسیار است اما بی‌دماغ شکوه‌ایمبستن منفار ما مهری‌ست بر طومارها
۴
شوق‌دل ومانده پست و بلند دهر نیست نالهٔ فرهاد بیرون است ازین کهسارها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth