شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از پا نشیند ای کاش محمل‌کش هوس‌هازین کاروان شنیدیم نالیدن جرس‌ها
۲
بازار ظلم گرم است از پهلوی ضعیفانآتش به عزم اقبال دارد شگون ز خس‌ها
۳
در طبع خودسر جاه سعی گزند خلق استدیوانه‌اند سگ‌ها از کندن مرس‌ها
۴
ای مزرعی است کآنجا دهقان صنع پوشیدخون‌های زخم گندم در پرده عدس‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth