شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش آن چشم سخنگو موج می در جام‌هاچون زبان خامشان پیچیده سر در کام‌ها
۲
رنگ خوبی را ز چشم او بنای دیگر استروغن تصویر درد حسن ازین بادام‌ها
۳
موج دریا را تپیدن رقص عیش زندگی‌ستبسمل او را به بی‌آرامی‌ست آرام‌ها
۴
از مذاق ناز اگر غافل نباشد کام شوقمی‌توان صد بوسه لذت بردن از دشنام‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth