شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتگو صد رنگ ناکامی دماند از کام‌هاوصل هم موهوم ماند از شبههٔ پیغام‌ها
۲
غیر دیر و کعبه هم صد جا تمنا می‌کندزندگی یک جامه‌وار و این همه احرام‌ها
۳
ریشهٔ نشو و نما از دانهٔ ما گل نکردماند چون حرف خموشی در طلسم کام‌ها
۴
قطرهٔ ما ناکجا سامان خودداری کندبحر هم از موج اینجا می‌شمارد گام‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth