خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در فکر حق و باطل خوردیم عبث خونهااین صنعت الفاظ است یا شوخی مضمونها
۲
بر هرچه نظر کردیم کیفیت عبرت داشتگردون ز کجا واکرد دکانچهٔ معجونها
۳
نظم گهر معنی چون نثر فراهم نیستاز بس که جنون انگیخت بیربطی موزونها
۴
در خلق ادبورزی خاصیت افلاس استفقر این همه سامان کرد موسایی و قارونها
صفحهٔ ۱ از ۳