خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دینهابه حکم یأس دمیدیم از این فسرده زمینها
۲
چو غنچه در پس زانوی انتظار جدایینشسته در چمن ما هزار رنگ کمینها
۳
در این زمانه سر نخوتی کشیده به هرسوز نقشخانهٔ پا در هوای چنبر زینها
۴
غم معاش به تاراج حسن تاخته چندانکه لاغری ز میان رفته فربهی ز سرینها
صفحهٔ ۱ از ۳