شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای رسته ز گلزارت آن نرگس جادوهاصاد قلم تقدیر با مصرع ابروها
۲
نتوان به دل عشاق افسون رهایی خواند زین سلسله آزادند زنجیر‌ی‌ گیسوها
۳
نیرنگ طلب ما را این دربدری آموخت قمری به سر سرو است آوارهٔ‌ کوکوها
۴
بر غنچه ستم‌ها رفت تا گل چمن‌آرا شد از گرد شکست دل رنگی‌ست بر‌ این روها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth