شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای فدای جلوهٔ مستانه‌ات میخانه‌هاگرد سرگردیدهٔ چشمت خط پیمانه‌ها
۲
سوخت باهم برق بی‌پروایی عشق غیور خواب چشم شمع و بالین پر پروانه‌ها
۳
گردباد ایجادکرد آخر به صحرای جنون بر هوا پیچیدن موی سر دیوانه‌ها
۴
رازعشق ازدل برون‌افتاد و رسوایی‌کشید شد پریشان‌گنج تا غافل شد از ویرانه‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth