خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشستهایم به یادت ز گریه تنگ در آبشکستهایم چو گوهر هزار رنگ در آب
۲
همین نه طاقتم از گریه داغ خودداریستنشست دست ز تمکین کدام سنگ در آب
۳
در ملایمتی زن ز حاسد ایمن باشکه شعله را به خس و خار نیست جنگ در آب
۴
کراست بر لب جو آرزوی مطرب و میشکسته است نواهای موج چنگ در آب
صفحهٔ ۱ از ۴