خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پرتو حسن تو هرجا شد نقاب افکن در آبگشت از هر موج شمع حسرتی روشن درآب
۲
صافدل را شرم تعلیم خموشی میکندناید ازموج گهر جز لب به هم بستن درآب
۳
در محیطعمرجان را رهزنی جزجسم نیستغرقه را پیراهن خود بس بود دشمن در آب
۴
محرمان وصل در خشکی نفس دزدیدهاندخار ماهی را نباشد سبز گردیدن در آب
صفحهٔ ۱ از ۳