خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۳۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق از خاک من آن روز که وحشت میبیخترفت گردی ز خود و آینه حیرت میریخت
۲
رفتهام از دو جهان بر اثر وحشت دلیارب این گرد به دامان که خواهد آویخت
۳
رم فرصت سبب قطع امید است اینجاتار سازم ز پریشانی این نغمه گسیخت
۴
چشم عبرت ز پریشانی حالم روشنهیچکس سرمه به کیفیت این گرد نبیخت
صفحهٔ ۱ از ۳