شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هوس نماند ز بس عشق آن نگارم سوختخوشم‌ که شعلهٔ‌ این‌ شمع خارخارم سوخت
۲
به بزم‌ یار جنون کردم، ای ادب معذور!سپند سوخت به وجدی که اختیارم سوخت
۳
چو موم دوری‌ام از جلوه‌گاه شهد وصالاشاره‌ای‌ست که باید جدا ز یارم سوخت
۴
بهار بی‌ثمری جمله باب سوختن استخیال مصلحت‌اندیشی چنارم سوخت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth