خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنگت به چشم لاله بساط نظاره سوختخویت به کام سنگ زبان شراره سوخت
۲
خالت ز پرده، دود خطی کرد آشکارشوخی سپند سوخته را هم دوباره سوخت
۳
یا رب چه سحر کرد تغافل که یار رادر لب شکست خنده، به ابرو اشاره سوخت
۴
دریای حسن را خط او گرد حیرت استیا موج پیچ و تاب نفس بر کناره سوخت
صفحهٔ ۱ از ۳