شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد وصلی‌ کردم آغوش من دیوانه ‌سوختلاله‌سان از گرمی این می دل پیمانه سوخت
۲
ناله‌ها رفت از دل و اِحرام آزادی نبستپرتو خود را در اول شمع این‌ کاشانه سوخت
۳
وقت رندی خوش که در ماتم‌سرای اعتبارخرمن ‌هستی چو برق ‌از خندهٔ مستانه سوخت
۴
دور دار از زلفش ای مشاطهٔ‌ گستاخ‌، دستآتش این‌ دود نزدیک است خواهد شانه‌ سوخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth