شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن شعله‌که در دل شرر عشق وهوس ریختگرد ‌نفسی بودکه رنگ همه‌کس ریخت
۲
صد دشت ز خویش آن طرفم ازتپش دلشمع ره‌گمگشتگی‌ام سعی جرس‌ ریخت
۳
فریادکه نقشی ندمانید حبابمتا دم زدم این آینه ازتاب نفس ریخت
۴
صدخلد حلاوت پی پرواز هوس رفتشیرینی جانم همه درراه مگس ریخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth