شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیتابی عشق این همه نیرنگ هوس ریختعنقا پری افشاندکه توفان مگس ریخت
۲
مستغنی‌گشت چمن و سیر بهاریمبی‌بال و پریها چقدرگل به قفس ریخت
۳
از تاب و تب حسرت دیدار مپرسیددردیده چوشمعم نگهی‌پر زد و خس ریخت
۴
ازیک دو نفس صبح هم ایجاد شفق‌کردهستی دم تیغی‌ست‌که خون همه‌کس ریخت‌.
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth