خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد،کهبادش، آفت ایمان شکست و ریختتا شیشه بشکند دل مستان شکست و ریخت
۲
شب با سواد زلفتو زد لاف همسریصبحشبهسنگتفرقهدندانشکست و ریخت
۳
بر دیده سپهر نشاند ابروی هلالنعلسمند او که بهجولان شکست و ریخت
۴
آن خار خار جلوه که ماییم و حسرتشدر چشم آرزو همه مژگان شکست و ریخت
صفحهٔ ۱ از ۳