شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوخ بی‌باکی‌که رنگ عیش هر کاشانه ریختخواست‌ شمعی‌ بر فروزد آتشم‌ در خانه ریخت
۲
فیض معنی درخور تعلیم هر بی‌مغز نیستنشئه را چون باده نتوان در دل پیمانه ریخت
۳
شد نفس از کار، اما عقدهٔ دل وانشداین‌کلید از پیچ و تاب قفل ما دندانه ریخت
۴
ای خوش آن رندی‌ که در خاک خرابات فنارنگ  آسایش‌ چو اشک ‌از لغزش ‌مستانه ریخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth