شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکجا لعل تو رنگ خنده مستانه ریختاز خجالت آب‌گوهر چون می‌از پیمانه ریخت
۲
در غبار خاطر ما صد جهان عشرت گم استآبروی‌ گنجها در خاک این وبرانه ریخت
۳
چرخ حاسد، تا به بیدردی‌کند ما را هلاکجام زهر بی‌غمی درکام ما یارانه ریخت
۴
در طلسم زندگی ماییم و عیش سوختنکز گدز ما محبت شمع این‌ کاشانه ریخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth