خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خوش است اگر بود آنقدر هوس بلندی منظرتکه برآنمکان چو قدم نهی خمگردشی نخورد سرت
۲
به دو روزه مهلت این قفس دلت آشیانهٔ صد هوسنهای آگه از تپش نفسکه چه بیضه میشکند پرت
۳
همهراست جادهٔ پیچشی همه راست خجلتگردشیتوچنان مروکه ز لغزشی بهکجی زند خط مسطرت
۴
چوگل از طبیعت بینشان به خیال دشتی آشیانبه برهنگی زدی این زمانکه دمید پیرهن از برت
صفحهٔ ۱ از ۳