خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد ورفت نفس نیرنگ توفان بلاستموج ایندریا بهچشم اهلعبرت اژدهاست
۲
هرچهکمکردیم از خبث اعتبار ما فزودکاهش جزو نگین شهرت فروش نامهاست
۳
تا ز نقش پایگلگون بیستون دارد سراغکوهکن را در نظر، هر سنگ، لعل بیبهاست
۴
عشق دوراست ازتسلی ورنه مجنون مرانقش پای ناقه هم آیینهٔ مقصد نماست
صفحهٔ ۱ از ۳