خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عدمپرورده لاف هستیات جای حیاستبینشانی را نشان فهمیدهای تیرت خطاست
۲
سایه را وهم بقا در عجز خوابانیده استورنه یک گام از خودت آنسو جهان کبریاست
۳
شبنم این باغ مژگانی ندارد در نظرگر تو برخیزی ز خود برخاستنهایت عصاست
۴
بیخمیدن از زمین نتوان گهر برداشتنآنچه بردارد دلت زین خاکدان قد دوتاست
صفحهٔ ۱ از ۴