شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تهمت‌افسردگی بر طینت عاشق خطاستناله هرجا آینه گردید آزادی‌نماست
۲
بی‌فنا مشکل‌که‌گردد دل به عبرت آشناچشم این آیینه را خاکستر خود توتیاست
۳
شرم باید داشتن از شوخی آثار شرمچون عرق بی‌پرده‌گردد لغزش پای حیاست
۴
تا توان آزاد بودن دامن عزلت مگیرموج را در هر تپش بر وضع‌گوهر خنده‌هاست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth