شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفتن عمر ز رفتار نفسها پیداستوحشت موج‌ ، تماشای خرام دریاست
۲
گردبادی که به خود دودصفت می پیچدنفس سوختهٔ سینهٔ چاک‌ صحراست
۳
جوهر آینه افسرده ز قید وطن استعکس راگرد سفرآب رخ نشو و نماست
۴
ازگهر موج محال است تراود بیرونگره تار نظر چشم حیاپیشهٔ ماست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth