خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زندگی سد ره جولان ماستخاک ما گل کردهٔ آب بقاست
۲
با چنین بیدست و پاییهای عجزبسمل ما را تپیدن خونبهاست
۳
هرکجا سرو تو جولان میکندچشم ما چون طوق قمری نقش پاست
۴
خاک گشتیم و همان محو توایمآینه رفت ز خود و حیرت به جاست
صفحهٔ ۱ از ۴