شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فضای وادی امکان پر از غبارِ فناستچه آسمان‌ چه‌ زمین‌ مغز این‌ دو پوست‌ هواست
۲
ز راستی مددِ حال گوشه‌گیریهاستکمان کشیدنِ قدِ خمیده، کارِ عصاست
۳
به فیض می‌کشی ز دم شکوهِ آزادیمسیاه مستی ما سرمهٔ خموشی ماست
۴
نمی‌رسد کف عشاق جز به نالهٔ دلکه دستِ باده‌ کشان، تا به گردنِ میناست
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth