شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوخت دل در محفل تسلیم و از جا برنخاستشمع را آتش ز سر برخاست ازپا برنخاست
۲
در تماشاگاه عبرت پر ضعیف افتاده ایمبی‌عصا هرچند مژگان بود از ما برنخاست
۳
می‌رود خلق از خود و برجاست آثار قدمعالمی عنقا شد وگردی ز عنقا برنخاست
۴
تا به قصرکبریا چندین فلک طی‌کردن‌ستنردبانی چند بیش آنجا مسیحا برنخاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth