شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تنم ز بند لباس تکلف آزاد استبرهنگی بi برم خلعت خداداد است
۲
نکرد زندگی‌ام یک دم از فنا غافلز خود فرامشی من همیشه دریاد است
۳
هجوم شوق ندانم چه مدعا داردز سینه تا سرکویت غبار فریاد است
۴
چه نقشهاکه نبست آرزو به پردهٔ شوقخیال موی میان توکلک بهزاد است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth