شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درآن مقام‌که عرض جلال معبود استغبار نیستی ماست آنچه موجود است
۲
جهان بی‌جهتی قابل تعین نیستبه هرطرف‌که‌اشارت‌کنیم محدود است
۳
مشو محاسب غفلت به علم یکتاییاحد شمردنت اینجا حساب معدود است
۴
خموش تا نفست ما و من نینگیزدنهال شعله به هرجاست ریشه‌اش دود است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth