خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیک و بدم از بخت بدانجام سفید استچندان که سیاه است نگین نام سفید است
۲
سطری ننوشتم که نکردم عرق از شرممکتوب من از خجلت پیغام سفید است
۳
بر منتظران صرفه ندارد مژه بستندر پرده همان دیدهٔ بادام سفید است
۴
ای غره ی جاه این همه اظهار کمالتحرفی چو مه نو ز لب بام سفید است
صفحهٔ ۱ از ۳