خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در تپشآباد دهر حیرت دل لنگر استمرکز دور محیط آب رخگوهر است
۲
چرخ ز سرگشتگیگرد سحر سازکردسودن صندل همان شاهد دردسر است
۳
لاف هنر بیهدهست تا ننمایی عملتیغ نگردد چنارگر همه تن جوهر است
۴
نیست غبار اثر محرم جولان ماکز عرق شرم عجز راه فضولی تر است
صفحهٔ ۱ از ۳