شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز گریه‌، سیریِ چشمِ پر آب دشوار استخیال دامن اشک‌ از سحاب دشوار است
۲
جنونی از دل افسرده‌ گل نکرد افسوسبه موج آب گهر پیچ و تاب دشوار است
۳
به غیر ساغر چشمم‌ که اشک‌ بادهٔ اوستگرفتن از گلِ حیرت ‌گلاب دشوار است
۴
نه لفظ دانم و نی معنی، اینقدر دانمکه‌ گر سخن ز تو باشد جواب دشوار است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth