خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خود رمیدن دل بسکه شوخیانگیز استچو شبنم آبلهٔ ما شرار مهمیز است
۲
دماغ منت عشرتکراست زین محفلخوشم که خندهٔ مینای می نمکریز است
۳
زجنبش مژه بر ضبط اشک می لرزمکه زخمهٔ رگ این ساز نشتر تیز است
۴
کدام صبح که شامی نخفته در شغلشصفای طینت امکان کدورتآمیز است
صفحهٔ ۱ از ۳