شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از حباب اینقدرم عبرت احوال بس استکانچه ممکن نبود ضبط عنان نفس است
۲
در توهمکدهٔ عافیت آسودن نیسترگ خوابی‌که به چشم تو نمودند خس است
۳
اگر این است سرانجام تلاش من و ماعشق هم درتپش‌آباد دو روزت هوس است
۴
خلق عاجز چقدر نازکند بر اقبالمور بیچاره اگرپر به درآرد مگس است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth